خوشهبندی و اولویتبندی فعالیتهای بحرانی پروژه با تلفیق تصمیمگیری چندمعیاره و تحلیل دادهها
چکیده
هدف: شناسایی فعالیتهای بحرانی و تخصیص اثربخش منابع از مهمترین چالشهای مدیریت پروژه به شمار میرود. در رویکردهای سنتی، بحرانی بودن فعالیتها عمدتا بر اساس زمان یا هزینه ارزیابی میشود، در حالی که عوامل دیگری نظیر اهمیت فعالیت، میزان ارتباط با سایر فعالیتها و شناوری نیز میتوانند نقش تعیینکنندهای در موفقیت پروژه داشته باشند. از سوی دیگر، تمرکز بر فعالیتهای منفرد به جای گروههای همگن از فعالیتها، کارایی برنامهریزی و کنترل پروژه را کاهش میدهد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف شناسایی، خوشهبندی و اولویتبندی فعالیتهای بحرانی پروژه بر اساس مجموعهای از عوامل تاثیرگذار و با بهرهگیری از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره انجام شد.
روششناسی پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و یک چارچوب ترکیبی مبتنی بر خوشهبندی و تصمیمگیری چندمعیاره ارایه میکند. ابتدا فعالیتهای پروژه و شاخصهای موثر بر اهمیت آنها از طریق مرور ادبیات و نظر خبرگان صنعت و دانشگاه شناسایی شدند. چهار شاخص شامل اهمیت زمانی، اهمیت هزینهای، اهمیت فعالیت و شناوری فعالیت بهعنوان معیارهای اصلی انتخاب گردیدند. سپس فعالیتها با استفاده از الگوریتمK-Means خوشهبندی و بر اساس درجه بحرانی بودن در پنج سطح دستهبندی شدند. در ادامه، وزن معیارها با استفاده از روشSWARA تعیین و فعالیتهای بحرانی از طریق روش ARAS رتبهبندی شدند. چارچوب پیشنهادی در یکی از پروژههای شرکت فولاد مبارکه اصفهان شامل 90 فعالیت پیادهسازی و ارزیابی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد فعالیتهای پروژه را میتوان در پنج خوشه شامل بسیار بحرانی، بحرانی، نسبتا بحرانی، کمبحرانی و غیر بحرانی طبقهبندی کرد. همچنین از میان معیارهای مورد بررسی، اهمیت هزینهای بیشترین وزن را به خود اختصاص داد و پس از آن اهمیت زمانی، اهمیت فعالیت و شناوری قرار گرفتند. رتبهبندی فعالیتهای بسیار بحرانی نشان داد که همه فعالیتهای واقع در مسیر بحرانی از درجه اهمیت یکسانی برخوردار نیستند و برخی از آنها به دلیل اثرگذاری بیشتر بر عملکرد پروژه نیازمند توجه و تخصیص منابع بیشتری هستند. یافتهها همچنین نشان داد که استفاده همزمان از خوشهبندی و تصمیمگیری چندمعیاره میتواند دید دقیقتری نسبت به اولویتهای مدیریتی پروژه فراهم آورد.
اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش با ترکیب خوشهبندی فعالیتها و روشهایSWARA و ARAS، رویکردی فراتر از تحلیل سنتی مسیر بحرانی ارایه میکند. نوآوری اصلی مطالعه در ارزیابی بحرانی بودن فعالیتها بر مبنای مجموعهای از عوامل موثر و تشکیل خوشههای بحرانی به جای تمرکز صرف بر فعالیتهای منفرد است. این رویکرد به مدیران پروژه امکان میدهد منابع محدود را بهصورت هدفمندتر تخصیص دهند، تمرکز مدیریتی را بر فعالیتها و خوشههای با اهمیت بالاتر معطوف سازند و احتمال انحراف پروژه از اهداف زمان، هزینه و کیفیت را کاهش دهند.
کلمات کلیدی:
مدیریت پروژه، مسیر بحرانی، فعالیتهای بحرانی، MCDM، SWARA، خوشه بندیچاپ شده
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2025 علوم مدیریت و تحلیل تصمیم

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution 4.0 می باشد.